من گمشده ام   

ای بی خبران ز درد و آهم

خیزید و رها کنید راهم

من گمشده ام مرا مجویید

با گمشدگان سخن مگوییو

عزیزی به من گفت چرا اینقدر نوشته هات غمگینه.دیدم راست میگه چون من معمولا وقتی غمگینم می نویسم.ولی از امروز تصمیم گرفتم بیشتر وقتی خوشحالم بنویسم.بعضی وقتا مثل امروز اینقدر سرحالم که حس می کنم انرژی در درونم می جوشه و برای تخلیه این انرژی باید مسافت زیادی رو بدوام.هفته آخر تابستونه و  من سرم خیلی شلوغه .نقشه های زیادی توی سرمه خیلی فکرا دارم که می خوام اجراشون کنم.امیدوارم خدا کمکم کنه تا لا اقل به چنتا از آرزوهام برسم!راستی برا من که همه چیز رو از بعد فرهنگی هنری اون ارزیابی می کنم تابستون امسال خیلی برای من پربار بود.تئاتر لیلی و مجنون دیدم به کارگردانی پری صابری.خیلی خیلی لذت بردم مثل همیشه تئاتر خانوم صابری عالی بود.در ضمن به کنسرت شهرام ناظری رفتم که از اون هم خیلی لذت بردم.البته جای حافظ ناظری مثل چند سال گذشته خالی بود که با گروه همکاری کنه.وقتی اون به گروه اضافه میشه واقعا کنسرت حال و هوای دیگه ای پیدا می کنه.البته ایرانیان مقیم آمریکا از کنسرت های مشترک اون ها بهره مند میشن.ولی ما باید بازم صبر کنیم شاید در آینده دوباره این دو موسیقیدان رو در کنار هم ببینیم.

به قول استاد ناظری:


ای لولیان ای لولیان یک لولیی دیوانه شد طشتش فتاد از بام ما نک سوی مجنون خانه شد
می‌گشت گرد حوض او چون تشنگان در جست و جو چون خشک نانه ناگهان در حوض ما ترنانه شد
ای مرد دانشمند تو دو گوش از این بربند تو مشنو تو این افسون که او ز افسون ما افسانه شد
زین حلقه نجهد گوش‌ها کو عقل برد از هوش‌ها تا سر نهد بر آسیا چون دانه در پیمانه شد
بازی مبین بازی مبین این جا تو جانبازی گزین سرها ز عشق جعد او بس سرنگون چون شانه شد
غره مشو با عقل خود بس اوستاد معتمد کاستون عالم بود او نالانتر از حنانه شد
من که ز جان ببریده‌ام چون گل قبا بدریده‌ام زان رو شدم که عقل من با جان من بیگانه شد
این قطره‌های هوش‌ها مغلوب بحر هوش شد ذرات این جان ریزه‌ها مستهلک جانانه شد
خامش کنم فرمان کنم وین شمع را پنهان کنم شمعی که اندر نور او خورشید و مه پروانه شد

 

 

یه شعر دیگه هم می نویسم فقط برای این که امروز خیلی خوشحالم:

گم شدم در سر آن کوی مجویید مرا

او مرا کشت شدم زنده مپویید مرا

بر درش مردم و آن خاک بر اعضای من است

هم بدان خاک در آیید و مشویید مرا

لینک
دوشنبه ٢٧ شهریور ،۱۳۸٥ - sarvin