جای آرمیدن

ای کاش که جای آرمیدن بودی

 

یا این ره دور را رسیدن بودی

 

یا از پس صد هزار سال از دل خاک،

 

چون سبزه امید بر دمیدن بودی

 

خیام

 

بچه که بودم سرشار از آرزوهای بزرگ و کوچیک بودم. آرزوهای برای-اون-موقع بلند پروازانه ای که خیلی هاش هرگز برآورده نشدند. یا برآورده شدند "اما خیلی دیر موقعی که دیگه آرزو نبودند."

با گذر سال ها هرچقدر بزرگ و بزرگ ترشدم آرزوهام هم بزرگ تر و دست نیافتنی تر شدند و به همون نسبت بلند پروازانه.

حالا من تو سن 25 سالگی آرزوهایی دارم که فقط خدا و البته حافظ ازشون باخبرند. من تصمیم دارم از همین حالا براشون مبارزه کنم تا بعدا پشیمون نشم. تا بعدها هر کدومشون تبدیل به یک گره جدید در وجودم نشن.

عزیزی بهم گفت:  "سروین تو پر از گره هستی، سعی کن پیداشون کنی و بازشون کنی تا برات مشکل ساز نشن."

اون موقع خیلی منظورشو نفهمیدم ولی حالا کم کم دارم می فهمم.

 

 

امروز بیش از هرروز دیگه ای به فکرشم--دوستان عزیزم لطفا دوباره بهم شک نکنیدJ--دلم خیلی هواشو کرده.

 

 

خاطرم نیست تو از بارانی، یا که از نسل نسیم

هر چه هستی گذرا نیست هوایت، بویت

فقط آهسته بگو: با دلم می مانی

/ 18 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرجان

من فعلا باید کشف کنم این بنده ی خدایی که "کاش جای آرمیدن بود" کیه؟؟؟!!![نیشخند][شیطان][خنده]

مچاله کنار خاطره

به نظر من همه آدمها پر از گره های ریز و درشت هستن... تو آدمی رو میشناسی که گره نداشته باشه؟.... ولی جالبیش اینه که هر گره ای رو که باز میکنی یه گره دیگه ایجاد میشه.......

مرجان

بابا سروین آخه کی میخوای از این آرمیدن بیدار شی؟ بعد وقتی بهت میگیم مشکوک میزنی منکر میشی. خب یه چیزی بنویس دیگه [ماچ]

از روی سادگی

دلشدگان را رنج دوری از دلداده بس است سروین بانو. بگذارید طعم تلخ دوری از یار باشد مجازات ایشان. بیش از این لرزاندن دل این رعایای چشم به راه یار را صلاح نمی بینیم. و اما شما را مجازات می کنیم اگر دست به کار تحریر مطلبی نو بر نیایید. ...

مرجان

سروین آخه چرا [گریه] [گریه] [گریه] [گریه] یادته منو چقدر دوست داشتی همیشه بهم میگفتی فرشته؟ [فرشته] ((([شیطان] [شیطان] [شیطان]))) آخه دلت میاد منو غمگین ببینی؟؟؟ [پلک] خب فکر کنم به اندازه ی کافی دچار عذاب وجدانت کردم[عینک]

مرجان

در ضمن برای گول زدنت دروغ گفتم: مهسا همیشه به من میگفت فرشته [شیطان][شیطان][شیطان][شیطان][شیطان]

مرجان

اصلاً سروین من میخوام بدونم کجا؟ یالا بیا منو قانع کن که کجا؟ آخه یعنی چی که کاش جای آرمیدن بودی؟ من باید بدونم تو مخاطبت کیه یا نه؟ ای بابا عجب گیری کردیم با جوونای امروزی. زمون ما که از این حرفا نبود والا [ابرو] -یو ها ها ها ها- [شیطان]

از روی سادگی-عاطفه

ا مرجان خاتون راست میگیه...سروین واقعا من به این نکته توجه نکرده بودم...واقعا کجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/ ای وای (گودی وار بخوانید) من مشکوکم به تو مشکوکم ..مشکوکم ......کوکم ... مشم....مش کوک ....(شادمهر وار بخوانید این شاهکار دنیای موسیقی را) کوکوام...من یه کوکوی بی لونه ام ...(این از دستمان در رفت)

مرجان

آخه عاطفه مشکل فقط آرمیدن نیست که. ببین چی نوشته آخه: گذرا نیست هوایت بویت [تعجب] و تازه بعدشم میگه: بگو با دلم می مانی، تازه اونم آهسته [هیپنوتیزم] واقعاً دخترهم دخترای قدیم [ابرو]

آیتام

اول این که هیچ بهت شک نکردیم. دوم این که من هم برای تو و هم برای عاطفه کامنت گذاشتم که همچنان 21-21 مساوی به کار خودتون ادامه بدید. سوم این که بالاخره به روز شدم.دیگه شاکی نباش.