پوززنی

حتما شما پوززنی معروف شاعران عزيز ما رو شنيديد ولی خوب می گم برای کسانی که تا به حال نشنيده اند:

حافظ عزيز می فرمايد:

اگر آن ترک شيرازی بدست آرد دل ما را ....... به خال هندويش بخشم سمرقند و بخارا را

صائب تبريزی در جواب حافظ گفته:

اگر آن ترک شيرازی بدست آرد دل ما را ....... به خال هندويش بخشم سر و دست و تن و پا را

هر آنکس چيز می خشد ز مال خويش می بخشد ....... نه چون حافظ که می بخشد سمر قند و بخارا را

و شهريار اينگونه جواب صائب را داده:

اگر آن ترک شيرازی بدست آرد دل ما را ....... به خال هندويش بخشم تمام روح و اجزا را

هر آنکس چيز می بخشد بسان مرد می بخشد......نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را

سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند....... نه بر آن ترک شيرازی که برده جمله دل ها را

 

دوست بسيار عزيزی از من خواست بر ميزان متن های وبلاگ بيفزايم و از اونجايی که نظر اين دوست بسيار برام با ارزش از اين به بعد چونين کنم. البته از ميزان شعر وبلاگ کاسته نخاواهد شد.

 

/ 8 نظر / 15 بازدید
mina

اصلا اينا همه در اشتباها که اين همه چيز رو به ترک شيرازی بخشيدن... من ميگم : اگر آن دلبر جانی که نه ترک است و نه شیرازی ... و نه شا یسته است بخشیدن به او املاک افغانی و نه دنیای جسمانی به دست آرد دل ما را... به او بخشم هر آنچ آی کن فرام وات سو اور هی وانت ...

mina

واقعا دست صايب و شهريار درد نکنه. و نيز دست تو و اون دوست کذايي ...

mahla

خيلی جالب بود... البته من قبلاْ اينا رو شنيده بودم.... ولی باز هم لذت بردم...

arash

بشدت بدون شرح !!

arash

‏سلام در توان خود ديديم که ميتوانيم روي حافظ و شهريار و آن تبريزي را کم کنيم اراده فرموديم که چونين کنيم ، به ‏افکار مشغول شديم چند بيتي‌ هم با اندک فشار به ذهن مبارکمان وارد شد ، وارد منطقه کامنتهاي شما بزرگوار شديم ، بکتابت با کيبرد ملعون روي اورديم که ناگاه مشاهده فرموديم دست نوشته آن مينا خانم را که نکو نويسنده ايست ، مارا ‏چنان منقلب کرد که کف بر دهان و لرزه بر اندام و چشماني‌ چپ حالتمان شد ، ماليخوليايي‌ شديم از خواندن آن شعر ، في‌ الحال هم که کتابت مي‌کنيم از براي شما بزرگوار نميدانيم در تهرانيم يا پاريس ، از براي شما مينويسيم يا براي خاتمي‌ ، ريسجمهور احمدي نژاد است يا جرجي‌ زيدان ، در قرن هفتم هستيم که شا عري چنين توانا شعر ميگويد يا‏ در صد ه بيستو يکم ، شمارا به مقدساتتان قسم ميدهم که مرا ياري کنيد که حداقل يادمان ايد نماز صبح هفت را رکعت بجامياورند يا ميروند در مثلاي تهران نا فعله ميخوانند ، زياده عرضي‌ نيست فقط مهرورزي کنيد تا لزت زندگي‌ را همه ببرند در اين مملکت گل و بلبل .

لیلی

مرغ سعادتی که در افسانه می پريد...هر سو زند صلا.....کای هرکه ای بيا...زنبيل خويش پر کن از آنچت آرزوست...

مهسا

خیلی جالب بود سروین جون. البته مسلما میدونی که اون شیرازییه کی بوده ....خوب معلومه... من

leily

سلام عزيز. اولين باره می ام. اين ژوز زنی رو قبلا هم خونده بودم. جالبه.