زهر شیرین

دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود.........تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود

دل که از ناوک مژگان تو در خون می گشت........باز مشتاق کمانخانه ابروی تو بود

بعضی موقع ها مثل الان حس میکنم دنیا روی شونه هام سنگینی می کنه، سرم توان آنالیز کردن این همه فکر و خیال و نداره و قلبم  دیگه نمی تونه با  احساسات و آرزوهای فروخورده جدیدی روبرو بشه.

 خدا رو شکر من زندگی خوبی دارم ولی بعضی اوقات مسائلی پیش میاد که فکر می کنم دیگه از تحمل من خارجه.

 دلم می خواست بعضی حرفا رو بتونم بگم، بلند بگم اصلا فریاد بزنم ولی نمی شه یعنی زبونم یاری نمی ده انگار به فرمان من عمل نمی کنه.

راستی دی ماه امسال هم گذشت با همه فراز و نشیب هاش البته خداییش فرازش بیشتر از نشیبش بود.

خدا کنه سال دیگه هم همین طور باشه این و قلبم گفت و آرزو کرد. الهی به امید تو.

 

تو را من زهر شيرين خوانم اي عشق

 

كه نامـــــي خوشتر از اينــــــــــت ندانم

 

وگر_هر لحظه_رنگي تازه گيــــــري

 

به غير از زهـــــــــــــر شيرينت نخوانم

 

*****

 

 

تو زهري،زهر گرم سينه ســــــــوزي

 

تو شيريني،كه شور هستــــــي از توست

 

شـــــــراب جام خورشيدي،كه جان را

 

نشاط از تو،غم از تو،مستــــي از توست

 

*****

 

 

به آســـــــــــاني،مرا از من ربـــودي

 

درون كوره ي غــــم آزمـــــــــــــــودي

 

دلت آخر به سرگردانيم سوخــــــــــت

 

نگاهــــــــم را به زيبايـــــــي گشــــودي

 

*****

 

 

بســـــــي گفتند:‌‌‌‌_ دل از عشق بر گير

 

كه نيرنگ است وافسون است؛جادوســت

 

ولي ما دل به او بستيــــم وديديــــــــم

 

كه اوزهر است اما نوشداروســـــــ‌ـــــت

 

*****

 

 

چه غم دارم كه اين زهر تب آلـــــــود

 

تنــــــم را در جدايـــــــي مي گـــــــدازد

 

از آن شادم كه در هنگامــــــــه ي درد

 

غمي شيــــــرين دلــــــــــم را مي نوازد

 

*****

 

 

اگر مرگــــــــــــــــــم به نامردي نگيرد

 

مرا مهر تو در دل جــــــــــــــــاودانيست

 

وگر عمــــــــــــــــرم به ناكامي سر آيد

 

تو را دارم كه،مرگم زندگـــــــــــــــانيست

 

                                            فريدون مشيري

/ 9 نظر / 14 بازدید

چه غم دارم كه اين زهر تب آلـــــــود تنــــــم را در جدايـــــــي مي گـــــــدازد..... از آن شادم كه در هنگامــــــــه ي درد غمي شيــــــرين دلــــــــــم را مي نوازد........ چه ابیات اشنایی ای واسه من. یعنی امیدوار بودن در اوج نا امیدی.. یعنی: کسی غیر از تو نمونده اگه حتی دیگه نیستی!

عاطفه

چه غم دارم كه اين زهر تب آلـــــــود تنــــــم را در جدايـــــــي مي گـــــــدازد..... از آن شادم كه در هنگامــــــــه ي درد غمي شيــــــرين دلــــــــــم را مي نوازد........ چه ابیات اشنایی ای واسه من. یعنی امیدوار بودن در اوج نا امیدی.. یعنی: کسی غیر از تو نمونده اگه حتی دیگه نیستی!

مرجان

گر همچو من افتاده ی اين دام شوی/ای بس که خراب باده و جام شوی ما عاشق و رند و مست و عالم سوزيم/با ما منشين وگرنه بدنام شوی ميفهمم چی ميگی.من هم خيلی وقتا سنگينی اين بار رو روی شونه هام احساس ميکنم و دم بر نميارم.واقعا هر حرفی رو نميشه گفت.مگه به کسی که زبونت رو بفهمه: محرم اين هوش جز بيهوش نيست/مر زبان را مشتری جز گوش نيست

مهلا

با شناختی که از تو دارم هميشه از پس همه ی مشکلات بر آمدی.... راستش اينقدر اين مدت تحليل رفتم که ديگه حتی نمی تونم آه بکشم... به خاطر همين فکر نمی کنم نظراتم به دردت بخوره.........

مرجان

سروين منو از مرگ قطعی نجات دادی.فکر ميکردم اسکار امشبه.فکر کن! خيلی عالی بود.فقط حيف که جرج نبرد

مرجان

سروين بهت اس ام اس دادم پرسيدم اين بيمار سريال grey's anatomy که ایزی دکترشه خاوير باردم که امسال اسکار گرفت؟خودم سرچ کردم ديدم خلق ا... هم همين سوال رو داشتن!بنابرين مطمئن شدم که خودشه.ولی!!!!! اون نبود! فکر کن اين همه شباهت!!!نه فقط من خيلی های ديگه هم براشون سوال پيش اومده بود

مرجان

راستی تا يادم نرفته دنی(همين مريضه) ميميره و ايزی هم از غصه ميره و پشت سرشو هم نگاه نميکنه.گفتم زود تر بگم شکه نشی!!!

مسعود

سلام سروين عزيز - داشتم اين آهنگ از آلبوم غم زيبای شهرام ناظری رو برای خودم زمزمه ميکردم . هوس کردو دنبال متن کاملش بگردم و نمی دونستم از کيه. سرچ که کردم رسيدم به وبلاگت. مرسی از زحمتی که کشيده بودی. شاد و سالم باشی.

جمیله

سلام وبلاگ فوق العاده ای داری خیلی با ذوقی من خیلی خوشم اومد